پرسش و پاسخ مذهبی


یزید کافر است

یزید کافر است

پرسش: چرا شیعیان خلیفة المسلمین یزید بن معاویه را کافر و فاسد می خوانند و حال آن که یزید را خلیفه امیرالمومنین و خال المومنین معاویة بن ابی سفیان به مقام خلافت نصب نمود و معاویه را عمر ابن خطاب و عثمان مظلوم رضی الله عنهما به مقام امارت مسلمانان در شامات منصوب .... 


یزیدکافراست

پرسش: چرا شیعیان خلیفة المسلمین یزید بن معاویه را کافر و فاسد می خوانند و حال آن که یزید را خلیفه امیرالمومنین و خال المومنین معاویة بن ابی سفیان به مقام خلافت نصب نمود و معاویه را عمر ابن خطاب و عثمان مظلوم رضی الله عنهما به مقام امارت مسلمانان در شامات منصوب نمودند و مردم به طیب خاطر! و روی لیاقت و قابلیتی که داشتند آن ها را به مقام خلافت پذیرفتند!! پس نسبت کفر و ارتدادی که شیعیان به خلیفة المسلمین می دهند علاوه بر آن که اهانتی به تمام مسلمانان است که ایشان را به خلافت پذیرفتند اهانت بزرگی به خلفای پیشین است که مقام امارت و حقیقت خلافت آن ها را تصویب نمودند!!

تنها از ایشان (یزید) یک اشتباه و ترک اولایی سر زد که در دوره خلافتش ریحانه رسول الله(ص) را به قتل رسانیدند و این عمل هم قابل عفو و اغماض و چشم پوشی بود!! فلذا توبه نمودند خداوند غفور هم از او گذشت!! چنان چه امام محمد غزالی و دمیری این مطلب را در کتاب های خود آورده و پاکی و طهارت خلیفه یزید را ثابت نمودند!!.

پاسخ: این که می گویند چون گذشتگان او  بر درست بودن فرماروایی آن ها صحّه گذاردند پس حقاً مسلمانان باید کورکورانه تسلیم گردیده و از آن ها اطاعت نمایند، سخنی ناقص و غیرقابل پذیرش است و یکی از دلایل ما شیعیان که می گوییم خلیفه بایستی معصوم و منصوب از سوی خدا باشد تا دچار این اشکالات و مسایل نشویم،همین است.

و اگر غزالی و یا دمیری و دیگران از جنایت های یزید دفاع نموده اند باید گفت که تعصبشان بر دانش و عقلشان چیره شده و گرنه هیچ انسان عاقلی نمی آید وکیل مدافع یزید پلید گردد که از هیچ طریقی راه دفاع ندارد.

و اگر تنها یک اشتباه از او سر زده و  آن شهادت حضرت سیدالشهدا سلام الله علیه بوده،باید یادآوری نمودکه شهادت پاره تن رسول الله(ص) بدون هیچ گناهی با هفتاد نفر کوچک و بزرگ و اسارت نوامیس بزرگ اسلام (دختران رسول خدا(ص)) یک اشتباه ساده نبوده بلکه از گناهان کبیره است. و گذشته از این، جنایات زشت و کفریات یزید تنها به شهادت آن حضرت اختصاص ندارد بلکه موردهای زیادی برای اثبات کفر و ارتداد یزید وجود دارد.

کفریات یزید در اشعارش

دلایل بر کفر و ارتداد یزید بسیار واضح و آشکار است چنان چه در سخنان نظم و نثر خود پیوسته کفریات باطنی خود را آشکار می نمود.

از جمله آن که گفته است:

شمیسة کرم برجها قعردنّها ***** فمشرقها الساقی و مغربها فمی

فان حرمت یوماً علی دین احمد **** فخذها علی دین المسیح بن مریم

(شراب انگور از مشرق دست ساقی طالع می گردد و در مغرب دهان من غروب می نماید و اگر شراب در دین محمد(ص) حرام است بگیر او را بر دین مسیح بن مریم یعنی پیروی از دین مسیح بنما)

·        و نیز گوید:

اقول لصحب ضمت الکاس شملهم                و داعی صبابات الهوی یترنم

خذوا بنصیب من نعیم ولذة                           فکل و ان طال المدی یتصرم

(در این اشعار می رساند که هر چه هست همین دنیا است غیر از این جهان جهانی نیست پس باید دست از لذت و نعیم این جهان برنداشت)

این ها اشعاری است که در دیوان او ثبت است و ابوالفرج ابن جوزی در کتاب الرّد علی المتعصب العنید آن را تایید کرده است.

از جمله اشعاری که دلالت بر کفر و الحاد یزید دارد اشعاری است که سبط ابن جوزی و جدّش ابوالفرج مفصل نقل نموده اند که در مطلع آن گوید:

علیّة هاتی ناولینی و ترنمی                  حدیثک انی لااحب التناجیا

(به معشوقه خود خطاب نموده گوید:نزدیک بیا خانم عزیزم مرا علنی از مطالب درونی خود آگاه ساز من دوست ندارم که آهسته سخن برانی)

تا آن جا که گوید:

فان الذی حدثت عن یوم بعثنا               احادیث زورتترک القلب ساهیا

(آن کسی که به داستان قیامت مردم را می ترساند گزارش های دروغی است که قلب را از ساز و آواز دور می نماید)

هم چنین ابراهیم بن اسحاق معروف به دیک الجن که از فقها و علما و فضلا و ادبای بزرگ شیعه بوده در حضور خلیفه هارون الرشید عباسی تمام آن اشعار را خواند و هارون بی اختیار یزید را لعنت کرده و گفت: زندیق کاملاً انکار صانع و حشر و نشر را نموده است.

از جمله اشعاری که دلالت بر کفر و الحاد او می کند آن است که در موقع ترنّم و عیش می گفت:

یا معشرالندمان قوموا                          واسمعوا صوت الاغانی

و اشربوا کاس مدام                           و اترکوا ذکر المعانی

شغلتنی نغمة العیدا                       ن عن صوت الاذان

و تعوضت عن الحور                        عجوزا فی الدنان

(برخیزید و به ساز و آواز گوش دهید و از شراب ناب استفاده کنید و خرافات دینی را ترک کنید زیرا ساز مرا از صدای اذان بهتر به خود جلب نموده و بهشت و حورالعین را با پیره زنان خواننده عوض می کنم)

در کتاب های مقاتل نقل شده است و حتی سبط ابن جوزی در ص 148 تذکره آورده که چون اهل بیت رسالت را به شام آوردند یزید پلید بر منظره قصر خود که مشرف بر محله جیرون بود قرار گرفته این دو بیت را انشاد کرد و کفر خود را ثابت نمود:

لما بدت تلک الحمول و اشرقت         تلک الشموس علی ربا جیرون

نعب الغراب فقلت نح أولاتنح            فلقد قضیت من النبی دیونی

(محمل های اسرای آل محمد(ص) ظاهر شد کلاغی صدا کرد (که در عرب آن صدا را به فال بد می گرفتند) گفتم: ای کلاغ! بخوانی یا نخوانی من وام (انتقام) خود را از پیامبر گرفتم)

کنایه از این که خویشانم را در بدر و احد و حنین کشتند من هم تلافی نموده و فرزندانش را کشتم.

از جمله دلایل بر کفر یزید آن است که وقتی مجلس جشن برای شهادت پسر پیامبر(ص) بر پا نمود به اشعار کفرآمیز عبدالله بن الزبعری تمثل جست که حتی سبط ابن جوزی و ابوریحان بیرونی و دیگران نوشته اند که آرزوی زنده بودن کسانی از اجداد خویش را نمود که همه مشرک و کافر محض بودند و به فرمان خدا و پیامبر در جنگ بدر کبری کشته شدند. ظاهراً شعر دوم و پنجم از خود یزید است که در حضور عموم حاضران از مسلمانان و یهودی و نصاری گفت:

لیت اشیاخی ببدر شهودا                        جزع الخزرج من وقع الاسل

لاهلوا و استحلو فرحاً                                     ثم قالوا یا یزید لاتشل

قد قتلنا القرم من ساداتهم                                وعد لناه ببدر فاعتدل

لعبت هاشم بالملک فلا                                     خبر جاء ولاوحی نزل

لست من خندف ان لم انتقم                      من بنی احمد ما کان فعل

قد اخذنا من علیّ ثارنا                    وقتلنا الفارس اللیث البطل

(ای کاش پیران و گذشتگان قبیله من که در بدر کشته شدند می دیدند زاری کردن قبیله خزرج را از زدن نیزه (در جنگ احد) و از شادی فریاد می زدند و می گفتند: ای یزید! دستت شل مباد که مهتران و بزرگان آن ها را کشتیم و این کار را به جای بدر کردیم که سر به سر شد. بنی هاشم با سلطنت بازی کردند نه خبری از آسمان آمد و نه وحی نازل شد. من از دودمان خندف (یکی از اجداد یزید) نیستم اگر انتقام از فرزندان پیامبر نگیرم ما خون خود را از علی به کشتن فرزند او گرفتیم)

برخی از علمای سنی مانند ابوالفرج، شیخ عبدالله بن محمد بن عامر شبراوی شافعی در ص 18 کتاب الاتحاف بحبّ الاشراف و خطیب خوارزمی در جلد دوم مقتل الحسین و دیگران می نویسند یزید ملعون در هنگام چوب زدن بر لب و دندان های آن حضرت اشعار بالا را می خواند.

جواز علمای اهل سنت بر لعن یزید پلید

بیشتر علمای سنی آن زندیق ملعون را کافر دانسته اند حتی امام احمد بن حنبل (امام حنبلی ها) و بسیاری از علمای بزرگ سنی اجازه لعن او را صادر نموده اند و به ویژه عبدالرحمان ابوالفرج ابن جوزی کتاب مستقلی در این مورد به نام الرّد علی المتعصّب العنید المانع عن لعن یزید لعنة الله نوشته و ابوالعلاء معرّی در این باب گفته است:

أری الایام تفعل کل نکیر                      فما أنا فی العجایب مستزید

ألیس قریشکم قتلت حسیناً                   وکان علی خلافتکم یزید

(روزگار پیوسته بر ضد توحید و اهل توحید نقشه های ابلیسی می کشد و این گونه نقش های بازیگر دنیا سبب شگفتی من است چرا که ذات دنیا نیرنگ و فریب است و دلیل بر این ادعا کشته شدن حسین(ع) به دست قریش و سپردن زمام اختیار امور و خلافت به دست یزید است)

با این اوصاف تنها تعدادی از علمای متعصب سنی مانند غزالی از یزید طرفداری نموده و عذرهای غیر موجه و خنده آور  برای تبرئه آن ملعون تراشیده اند در حالی که بیشتر علمای سنی کارهای کفرآمیز و رفتار ستمگرانه ی او را ذکر نموده و اذعان دارند که او در ظاهر به عنوان خلافت بر مسند ریاست مسلمانان بود ولی در عمل تلاش می نمود بساط دین و توحید را برچیند و منکرات را به جای معروف انجام می داد.

  • دمیری در حیات الحیوان و مسعودی در مروج الذّهب نوشته اند میمون های زیادی داشت که لباس های حریر و زیبا بر آن ها پوشانیده طوق های طلا به گردن آن ها نموده سوار بر اسب ها می نمود و هم چنین سگ های طوق به گردن بسیاری داشت که با دست خود آن هارا شست و شو می داد و با جام طلا به آن ها آب می داد و سپس نیم خورده آن ها را خودش می خورد و در اثر خوردن شراب پیوسته مست و خمار بود.
  • مسعودی در جلد دوم مروج الذهب گوید: سیرت یزید سیرت فرعونی بود بلکه فرعون در مردم داری عادل تراز یزید بود و سلطنت او ننگ بزرگی در اسلام شد زیرا مثالب بسیاری برای او می باشد از شرب خمر و کشتن پسر پیامبر و لعن نمودن وصی پیامبر(ص) (یعنی علی بن ابیطالب) و آتش زدن و خراب نمودن خانه خدا (مسجدالحرام) و خون ریزی های بسیار به ویژه قتل عام اهل مدینه و فسق و فجور بی شمار که عدم غفران و آمرزش او را می رساند.
  • همه مورخان به ویژه سبط ابن جوزی در ص 63 تذکره می نویسد: گروهی از مردم مدینه در سال 62 ق به شام رفتند و هنگامی که از کارهای فجیع و کفریات یزید باخبر شدند به مدینه برگشتند و بیعت او را شکستند و آشکارا او را نفرین می نمودند و نوکر او عثمان بن محمد بن ابوسفیان را از شهر بیرون نمودند. عبدالله بن حنظله ( غسیل الملائکه) گفت: ای مردم! ما از شام بیرون نیامده و خروج بر یزید ننمودیم مگر آن که دیدیم: هو رجل لا دین ینکح الامهات و البنات و الاخوات و یشرب الخمر و یدع الصلوة و یقتل اولاد النبیین (او مرد بی دینی است که با مادران و دختران و خواهران نزدیکی می نماید و شراب می خورد و نماز نمی خواند و فرزندان پیامبران را می کشد).

چون این خبر به یزید رسید مسلم بن عقبه را با لشکر بزرگی از مردم شام برای سرکوبی اهل مدینه فرستاد که سه شبانه روز مردم مدینه را قتل عام نمودند. ابن جوزی و مسعودی و دیگران می نویسند آن قدر کشتند که خون در کوچه ها جاری و به قدری خون در کوچه های مدینه ریخته بود که مردم در خون فرو رفته بودند تا این که خون به قبر رسول خدا رسید ومسجد و قبر آن حضرت پر از خون گردید.

دراین قتل عام هفتصد نفر از مردان محترم و بزرگان قریش و انصار و مهاجرین را کشتند و ده هزار نفر از عموم مسلمانان کشته شدند و سبط ابن جوزی از ابوالحسن مدائنی نقل می نماید که پس از واقعه حره ( قتل عام مردم مدینه) هزار زن بدون شوهر وضع حمل نمودند (یعنی یزیدیان با هتک نوامیس مردم آن ها را حامله نمودند).

همه آن چه ذکر شد دلالت بر فسق یزید می نماید حال اهل سنت برای چه منافعی آن قدر در دفاع از آن ملعون پلید پافشاری می نمایند و می گویند یزید توبه کرده و عمل هر شخص فاسق معصیت کار قابل بخشش و چشم پوشی است و خدا هم غفار الذنوب است و او را آمرزیده، خودشان باید پاسخ دهند و حال آن که گفتار کفر آمیز و شهادت اولیاءالله و قتل عام مردم مدینه و... آیا به همین سادگی قابل بخشش است؟

آیا انکار مبدأ و معاد و وحی و رسالت و ارتداد از دین، لعن آور نخواهد بود؟

آیا خداوند در قرآن کریم ظالمان  را لعن نفرموده است؟

آیا اهل سنت یزید را ظالم نمی دانند؟

  • بخاری و مسلم در صحیحین خود، علامه سمهودی در تاریخ المدینه، ابوالفرج ابن جوزی در کتاب الرد علی المتعصب العنید، سبط ابن جوزی در تذکره خواص الامّه و امام احمد حنبل در مسند و دیگران از رسول اکرم(ص) نقل نموده اند که فرمود: من اخاف اهل المدینة ظلما اخافه الله و علیه لعنة الله و الملائکة و الناس اجمعین لا یقبل الله منه یوم القیمة صرفاً و لاعدلا ( کسی که مردم مدینه را از روی ظلم بترساند خدای تعالی او را بترساند (یعنی در روز قیامت) و لعنت خدا و ملائکه و تمام مردم بر او باد و روز قیامت خدا از چنین کسی هیچ عملی را قبول نمی نماید)

و نیز فرمود: لعن الله من اخاف مدینتی(ای اهل مدینتی) ( لعنت خدا بر کسی که بترساند شهر مرا (یعنی مردم مدینه را))

آیا این همه قتل عام و هتک نوامیس و نهب اموال در مدینه موجب ترس و خوف آن ها نبوده است؟ و اگر بوده باید تصدیق نمود که آن نانجیب پلید به لسان خدا و پیامبر و ملائکه و همه مردم ملعون بوده و خواهد بود تا روز قیامت.

  • عبدالله بن محمد بن عامر شبراوی شافعی در کتاب الاتحاف بحب الاشراف راجع به لعن یزید در ص 20 نقل می نماید که وقتی نزد ملا سعد تفتازانی نام یزید برده شد گفت: فلعنة الله و علی انصاره و علی اعوانه (لعنت خدا بر او و بر انصار و اعوان و یاری کنندگان او باد).

و از جواهر العقدین علامه سمهودی نقل می نماید که گفت:اتفق العلما علی جواز لعن من قتل الحسین رضی الله عنه او امر بقتله او اجازه او رضی به من غیرتعیین (همه علما اتفاق نمودند بر جواز لعن کسی که حسین رضی الله عنه را کشت یا فرمان و اجازه به کشتن آن بزرگوار یا راضی به کشتن او گردید).

و از ابن جوزی، ابویعلی و صالح بن احمد بن حنبل نقل می نماید که با ذکر دلایل از آیات قرآن و غیره اثبات لعن یزید می نمایند.

پس اباعبدالله الحسین (ع) حق بزرگی بر اسلام و اسلامیان دارد که ریشه چنین ظلم و ظالمی را با نیروی مظلومیت خود خشکاند و با خون خود و اهل بیت عزیزش شجره طیبه لااله الاالله را که به واسطه ظلم بنی امیه و به ویژه یزید پلید نزدیک بود خشک شود آبیاری نمود و حیات نوینی به اسلام و توحید داد.

جای بسی تأسف است که برخی علمای اهل سنت به جای آن که ازخدمات آن بزرگوار تقدیر نمایند به شیعیان به خاطر زیارت رفتن حرم مطهرش اعتراض نموده و خورده گیری می نمایند و نام زیارت را مرده پرستی می گذارند و متأسف می شوند که چرا میلیون ها نفر همه ساله به زیارت قبر آن بزرگوار می روند و مجالس عزا برای آن حضرت تشکیل می دهند و بر غریبی آن مظلوم گریه می نمایند!! و به جای بیان جنایت های یزید و پدرش معاویه بر شیعیان اهل بیت رسالت تهمت بی دینی و رفض زده و میان مسلمانان تفرقه ایجاد می کنند.

السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین 

...