پرسش و پاسخ مذهبی


زیارت قبور امامان علیهم السلام شرک نیست

زیارت قبورامامان علیهم السلام شرک نیست

پرسش: روزی هزاران نفر از شیعیان در برابر قبور مردگان ایستاده و از آن ها طلب حاجات می نمایند آیا این رفتار شیعیان مرده پرستی نیست؟ چرا علمای شیعه از این عمل پیروان خود جلوگیری نمی نمایند که به نام زیارت مردگان، هزاران نفر در برابر قبور صورت روی خاک گذارده سجده نموده و مرده پرستی ...


زیارت قبورامامان علیهم السلام شرک نیست

پرسش: روزی هزاران نفر از شیعیان در برابر قبور مردگان ایستاده و از آن ها طلب حاجت می نمایند آیا این رفتار شیعیان مرده پرستی نیست؟ چرا علمای شیعه از این عمل پیروان خود جلوگیری نمی نمایند که به نام زیارت مردگان، هزاران نفر در برابر قبور صورت روی خاک گذارده سجده نموده و مرده پرستی می کنند و بهانه به دست مردمان پاک داده که افراط در اعمال نمایند!! و شگفت آورتر این که نام این کارها را توحید گذارده و خود را موحد می خوانند و حتی علما و پیشوایان شیعه به پیروان خود سفارش می کنند هنگامی که در حرم امامان زیارت شان تمام شد دو رکعت نماز زیارت بخوانند؛ مگر در نماز قصد قربت شرط نیست؟ پس نماز زیارت یعنی چه؟ آیا نماز برای امام خواندن شرک نیست؟ همین کارهای شیعیان که رو به قبر امام می ایستند و نماز می خوانند بزرگ ترین دلیل بر شرک آن ها می باشد!.

پاسخ: باید گفت که واقعاً این سخنان بهانه جویی های بچه گانه است در حالی که بسیاری از علما و مردم عادی اهل سنت و یا دیگر مخالفان مرام اهل بیت هیچ آشنایی با آداب زیارت شیعیان ندارند که عنوان می کنند که زوّار شیعه رو به قبر امام(ع)!! نماز می خوانند که این نماز و زیارت را علامت شرک برای شیعیان مومن موحد قرار می دهند.

بهتر است این عیب جویان نخست دستور زیارت ها را که در کتاب های معتبر شیعه ثبت است مطالعه نموده و چنان چه نشانی از شرک یا کفر دیدند آن گاه به تکفیر شیعیان موحد بپردازند و اگر جز علامت توحید در سراسر زیارت نامه ها و دعاهای شیعه ندیدند خجالت کشیده و توبه کنند که به تعداد زیادی از مومنان تهمت شرک زده اند.

برای نمونه آداب زیارت امیرالمومنین(ع) را توضیح می دهیم:

در آداب زیارت امیرالمومنین(ع)

دستور زیارت این است که زایر مولانا امیرالمومنین چون به خندق کوفه رسید بایستد و بگوید: الله اکبر الله اکبر اهل الکبریاء و المجد و العظمة الله اکبر اهل التکبیر و التقدیس و التسبیح و الا لاء الله اکبر مما أخاف و احذر الله اکبر عمادی و علیه أتوکل الله اکبر رجائی و الیه انیب ...

چون به در دروازه نجف رسید بگوید: الحمد لله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لولا هدانا الله ...

چون به در صحن مطهر رسید پس از حمد باری تعالی بگوید: اشهد ان لا اله الا الله وحده لاشریک له و اشهد انّ محمداً عبده و رسوله جاء بالحق من عندالله و اشهد انّ علیاً عبدالله و اخو رسول الله الله اکبر الله اکبر الله اکبر لااله الاالله و الله اکبر و الحمد لله علی هدایته و توفیقه لما دعا الیه من سبیله ...

چون بر در حرم و بقعه مبارکه رسید بگوید: اشهدان لااله الاالله وحده لاشریک له ...

پس از آن که با اجازه خدا و پیامبر و ائمه طاهرین وارد حرم مطهر شد زیارات گوناگون که مشتمل بر سلام بر پیامبر و امیرالمومنین علیهما الصلاة و السلام است را می خواند و پس از فراغت از زیارت دستور دارد شش رکعت نماز بخواند دو رکعت هدیه برای امیرالمومنین و چهار رکعت هدیه برای آدم ابوالبشر و نوح شیخ الانبیا علی نبینا و آله و علیهما السلام که در کنار قبر مطهر آن حضرت مدفون اند.

حال باید از مغرضان پرسید آیا نماز هدیه شرک است؟ آیا درباره نماز هدیه برای والدین و ارواح مومنان خواندن دستور نداریم؟ پس تمام این فرمان ها شرک است!! اگر زایر دو رکعت نماز هدیه برای امیرالمومنین قربةً الی الله تعالی به جای آورد آیا شرک است؟

لازمه انسانیت هر انسانی این است که وقتی به دیدار دوست می رود هدیه ای برای او ببرد کما آن که در کتاب های اخبار شیعه و سنی بابی در ثواب هدیه دادن به مومن هست و چون زایر در برابر قبر مولای محبوبش قرار می گیرد و می داند که بهترین چیزی را که آن حضرت در مدت زندگانی خود دوست می داشته نماز بوده، لذا دستور رسیده که زایر دو رکعت نماز بخواند قربةً الی الله آن گاه ثوابش را به روح پر فتوح آن حضرت هدیه کند.آیا این عمل به نظر شما شرک است؟

ما شیعیان علی(ع) را دوست می داریم برای آن است که بنده صالح خدا و وصی و خلیفه رسول الله(ص) می باشد اما علی پرست نیستیم.

هم چنین زائر باید پس از فراغت از نماز در بالای سر آن حضرت بر خلاف آن چه می گویند، رو به قبر نیست بلکه رو به قبله است در حالی که قبر مبارک در دست چپ زائر واقع است و این دعا را باید بخواند: اللهم انی صلیت هاتین الرکعتین هدیة منی الی سیدی و مولای ولیک و اخی رسولک امیرالمومنین و سیدالوصیین علی بن ابیطالب صلوات الله علیه و علی آله اللهم فصل علی محمد و آل محمد و تقبلها منی و اجزنی علی ذلک جزاء المحسنین اللهم لک صلیت و لک رکعت و لک سجدت وحدک لاشریک لک لانه لاتجوز الصلوة و الرکوع و السجود الالک لانک انت الله لااله الاانت(پروردگارا! این دو رکعت نماز را هدیه نمودم به سوی سید و مولای خود ولی تو و برادر رسول تو امیرالمومنین و سید الوصیین علی بن ابی طالب. پروردگارا!رحمت خود را بر محمد و آل محمد بفرست و این دو رکعت نماز را از من بپذیر و برای این عمل جزای احسان کنندگان به من مرحمت فرما. پروردگارا! برای تو نماز خواندم و برای تو رکوع و سجود نمودم تویی خدای واحد که شریک نداری برای آن که جایز نیست نماز و رکوع و سجود مگر برای تو چه آن که تویی خدای بزرگ که خدایی غیر از تو نیست).

آیا چنین زائری که از هنگام ورود به نجف تا آخرین ساعتی که از نماز زیارت فارغ می شود متذکر به حق باشد و نام خدا بر زبان داشته و خدا را به عظمت و وحدانیت یاد نماید و علی(ع) را بنده شایسته و برادر و وصی رسول الله(ص) بخواند و به دل و زبان به این موردها اعتراف نماید، مشرک است؟

پس اگر نماز خواندن و شهادت به وحدانیت خدا دادن شرک است از علمای سنی خواهشمندیم که راه و روش توحید را به ما یاد دهند تا از راه خدا و پیامبر بیرون شده و در طریقه آن ها داخل شویم!.

بوسیدن آستانه قباب ائمه شرک نیست

اشکال تراشان در مورد بوسیدن عتبه و آستانه مقدسه ائمه معصومین(ع) مغلطه می نمایند و بوسیدن را حمل بر سجده نموده اند دستوری که در کتاب های ادعیه رسیده این است که زائر برای اظهار ادب، عتبه را ببوسد نه آن که سجده نماید.

حال باید پرسید روی چه قاعده ای بوسیدن را حمل بر سجده نموده اند؟ و در کجا از قرآن مجید و اخبار و احادیث دیده اند که از بوسیدن عتبه درگاه پیامبر یا امامی منع شده باشد و یا بوسیدن را علامت شرک قرار داده باشد؟ و این که می گویند زوار سجده می کنند کاملاً دروغ است.

بسی فرق است دیدن تا شنیدن                شنیدن کی بود مانند دیدن

مگر خداوند متعال در آیه 6 از سوره 49 (حجرات) نمی فرماید: ... ان جائکم فاسق بنبأ فتبینوا أن تصیبوا قوماً بجهالة فتصبحوا علی ما فعلتم نادمین (هرگاه فاسقی خبری برای شما آورد تا تحقیق کنید تصدیق نکنید مبادا به سخن چنین فاسقی از نادانی به قومی رنجی رسانیدو پشیمان گردید).

مطابق این فرمان قرآن مجید به کلام فاسق نباید ترتیب اثر داد بلکه باید تحقیق کرد و در صدد کشف حقیقت بر آمد زحمت سفر به خود داده بروند از نزدیک رفتار زائران شیعه را ببینند آن گاه ایراد بگیرند. هیچ زایر شیعه چه عارف و چه عامی جز برای خدای تعالی برای هیچ کس سجده ننموده و نمی کند. در حالی که اگر هم به طرز سجده که عبارت از به خاک افتادن و صورت و پیشانی بر زمین مالیدن باشد نه به قصد عبودیت، مانعی ندارد چه آن که برای احترام در برابر شخص بزرگی و نه به قصد خدایی یا شریک برای خدا قرار دادن خم شدن و روی زمین افتادن و صورت روی خاک گذاردن به هیچ وجه شرک نمی باشد بلکه کثرت و شدت علاقه ی به محبوب موجب تعظیم و صورت روی خاک مالیدن و بوسیدن می شود و سجده مربوط به نیت است و نیت امر قلبی است و دانای به قلب ها و نیّت های قلبی تنها خدای تعالی می باشد.

به خاک افتادن و سجده نمودن برادران یوسف را

گاهی دیده می شود که فردی یا افرادی به حال سجده روی زمین می افتند و اگر چنین حالتی برای خدای تعالی باشد شایسته است و اگر در مقابل غیر خدا قرار گیرد ولو بدون نیت باشد شایسته نیست ولی چون از نیت قلب کسی خبر ندارد نمی توان حمل به سجده نمود مگر در اوقات سجده مخصوص که معلوم است ظاهرش را سجده می نامیم.

پس به طرز سجده به عنوان تعظیم و تکریم نه نیت سجده روی خاک افتادن کفر و شرک نیست چنان چه برادران یوسف در مقابل یوسف چنین سجده ای را نمودند و دو پیامبر حاضر در آن مجلس (یعقوب و یوسف) منع شان ننمودند به صراحت آیه 100 سوره 12 (یوسف) که خداوند خبر می دهد: و رفع ابویه علی العرش و خرّوا له سجداً و قال یا ابت هذا تأویل رؤیای من قبل قد جعلها ربی حقاً ... (پدر و مادر را بر تخت بنشاند آنگاه افتادند و او را سجده نمودند در آن حال یوسف گفت: پدر! این است تعبیر خوابی را که پیش از این دیدم که خدای من آن خواب را واقع و محقق گردانید ( و آن خوابی است که در اول همین سوره خبر می دهد که یوسف به پدر عرض کرد در خواب دیدم آفتاب و ماه و یازده ستاره مرا سجده می کردند و حضرت یعقوب تعبیر نمود که به زودی به مقام بزرگی خواهی رسید و پدر و مادر و یازده برادر تو را تعظیم می نمایند)).

مگر در چند جای قرآن کریم خبر از سجده نمودن فرشتگان به آدم ابوالبشر نمی دهد؟

پس اگر طرز سجده بدون نیت عبودیت روی خاک افتادن، شرک باشد بایستی برادران یوسف و فرشتگان مقرب درگاه خداوند همگی مشرک بوده باشند و تنها ابلیس لعین موحد بوده که ترک سجده نمود!! و حال آن که چنین نیست.

بقای روح پس ازفنای جسم

آیا اهل سنت با مادی گرایان هم عقیده می باشند که به زندگی پس از مرگ عقیده ندارند و می گویند: اذا مات فات؟ و خداوند در آیه 37 سوره 23 (مومنون) سخن آن ها را نقل می فرماید که می گویند:ان هی الا حیاتنا الدنیا نموت و نحیا و ما نحن بمبعوثین (زندگانی جز این چند روزه حیات دنیا بیش نیست که زنده شده و خواهیم مرد و هرگز دیگر از خاک برانگیخته نخواهیم شد).

یکی از عقاید ثابت خداپرستان عقیده به زندگانی پس از مرگ است. انسانی که بمیرد بر خلاف حیوانات جسم مادیش از کار می افتد ولی روحش باقی و پایدار مانده و در عالم برزخ زنده بوده متنعّم و یا معذّب خواهد بود.

به ویژه شهدا و کشته شدگان راه خدا که آن ها با مزایای بیشتری زنده و متنعم به نعم الهی و مسرور و شادمان به پاداش خود می باشند چنان چه در آیه 169 و 170 سوره 3 (آل عمران) می فرماید: و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون فرحین بما آتیهم الله من فضله میستبشرون بالذین لم یلحقوا بهم من خلفهم ألا خوف علیهم و لا هم یحزنون (البته نپندار که شهیدان راه خدا مرده گانند بلکه زنده به حیات ابدی شدند و در نزد خدا متنعم و روزی داده می شوند در حالی که به فضل و رحمتی که از خداوند نصیب شان گردیده شادمان اند و به آن مومنان که هنوز به آن ها نپیوسته اند و بعد در پی آن ها خواهند شتافت مژده دهند که از مردن هیچ نترسند و محزون نباشند).

آیا اخذ روزی و سرور و شادمانی و استفاده از فضل و کرم پروردگار از لوازم مردگان است یا زندگان؟ چون می فرماید:احیاء عند ربهم یرزقون، یعنی آن ها زنده هستند و در نزد خدا روزی می خورند.

آیا این اشخاص چگونه زنده هستند و چگونه روزی می خورند؟ پس از همان جایی که دهان روزی خوردن دارند گوش شنیدن هم دارند و پاسخ هم می دهند منتها پرده طبیعت جسمانی روی گوش های ما را گرفته و صدای آن ها را نمی شنویم.

آیا اهل سنت، حضرت امیرالمومنین علی بن ابیطالب و یا حضرت سیدالشهدا اباعبدالله الحسین علیهما السلام و شهدای بدر و حنین و کربلا که در برابر ظلم خانمان سوز قریش و بنی امیه و یزید و یزیدیان که همه تلاش شان انکار حقایق دین و محو  آثار آن بود قیام نمودند و جان خود را در راه دین مقدس اسلام و کلمه طیبه لا اله الا الله فدا نمودند را فداییان دین و جانبازان راه حق نمی دانند؟

همان طوری که قیام صحابه رسول الله و جانبازی های شهدای بدر و حنین سبب بر طرف شدن شرک و کفر و اعتلای کلمه لا اله الا الله گردید قیام و جانبازی حضرت اباعبدالله الحسین(ع) نیز برای تقویت دین مقدس اسلام اثر به جایی بخشید و اگر قیام آن حضرت نبود یزید پلید اساس دین را از میان برده و عقاید باطن و فاسد خود را در جامعه مسلمانان جامه عمل می پوشانید.

چنان چه از روی انصاف و با دیده علم و منطق کتاب های خداپرستان و مادی گرایان را مطالعه نمایند با قطع و یقین تصدیق خواهند نمود که تن و بدن آدمی چون از عناصر طبیعی آفریده شده فانی و متلاشی می گردد ولی روح زنده و پایدار مانده و هرگز نمرده و نمی میرد به ویژه شهدا و کشته شدگان راه حق و حقیقت توحید که به حکم کتاب های آسمانی و تعالیم رحمانی علاوه بر جنبه روحانی از جهت جسمانی زنده و دارای گوش شنوا و چشم بینا می باشند.

چنان چه در زیارت حضرت سید الشهدا علیه الصلوة و السلام وارد است:اشهد انک تسمع کلامی و ترد جوابی, یعنی شهادت می دهم که تو کلام مرا می شنوی و جواب مرا می دهی.

آیا اهل سنت خطبه 83 نهج البلاغه را نخوانده اند آن جایی که عترت طاهره رسول اکرم(ص) را معرفی می نماید می فرماید:ایها الناس!خذوها من خاتم النبیین صلی الله علیه و آله و سلم انه یموت من مات منا و لیس بمیت و یبلی من بلی منا و لیس ببال(ای مردم! این مطلب را از خاتم النبیین بگیرید (یعنی فرموده او است) که از ما هر که بمیرد در حقیقت مرده نیست و از ما هر که به ظاهر بپوسد در حقیقت پوسیده نیستیعنی پیوسته در عالم انوار و ارواح زنده و پایداریم چنان چه ابن ابی الحدید، میثمی و شیخ محمد عبده مفتی معروف دیار مصر در شرح این مورد گویند که اهل بیت پیامبر در حقیقت مرده نیستند.

پس اگر ما شیعیان در ظاهر در برابر قبور ائمه معصومین از عترت رسالت می ایستیم در برابر قبور اموات نمی ایستیم و با مرده حرف نمی زنیم بلکه در برابر زندگان ایستاده ایم و با زندگان حرف می زنیم. پس ما مرده پرست نیستیم بلکه خدا پرستیم چون خدا روح و جسم آن ها را زنده نگاه می دارد.

منبع: شب های پیشاور نوشته سیدمحمد شیرازی (سلطان الواعظین) با کمی تغییر و تلخیص

...