پرسش و پاسخ مذهبی


شیعیان علی پرست نیستند

شیعیان علی پرست نیستند

پرسش: ایرانیان و شیعیان همگی علی را خدا می دانند و از خدا جدا نمی دانند و این از کفرگویی شیعه نشات می گیرد و این هم از ابتکارات عبدالله بن سباء یهودی است! درحالی علی از این نوع کفرگویی ها بیزار است و شیعیان با این کار به حضرت علی کرم الله وجهه توهین می کنند و سبب رنجش روحش می گردند!! و باید جلو این کفرگویی ها را حتی با کشتن شیعیان گرفت!!!

پاسخ: شگفت است که علمای سنی و دیگر مخالفان شیعه بدون .... 


شیعیان علی پرست نیستند

پرسش: ایرانیان و شیعیان همگی علی را خدا می دانند و از خدا جدا نمی دانند و این از کفرگویی شیعه نشات می گیرد و این هم از ابتکارات عبدالله بن سباء یهودی است! درحالی علی از این نوع کفرگویی ها بیزار است و شیعیان با این کار به حضرت علی کرم الله وجهه توهین می کنند و سبب رنجش روحش می گردند!! و باید جلو این کفرگویی ها را حتی با کشتن شیعیان گرفت!!!

پاسخ: شگفت است که علمای سنی و دیگر مخالفان شیعه بدون تحقیق و پژوهش تمام شیعیان و ایرانیان را غالی و علی پرست می دانند و با رواج این سخن کذب امر را بر برادران سنی بی خبر مشتبه می کنند و برادرکشی را باب می نمایند که در کشورهای جهان در گذشته و حال به قدری از مسلمانان شیعه بیگناه کشته شده و یا می شوند که دل هر انسان آزاده ای را از این جهالت و جنایت به درد می آورد.

مسلمانان ازبکستان و ترکستان در اثر تحریکات علمای خود که می گفتند: شیعیان علی پرست و مشرک و کافر و قتل شان واجب است، آن همه خون از مسلمانان ایرانی ریختند که اوراق تاریخ را لکه دار نمودند و هم اکنون نیز وهابیت به فرمان استکبار این فکر اهریمنی را تبلیغ می کند و عوام بیچاره اهل تسنن به رهبری امثال این عالم نماها با نظر کینه بلکه کفر و شرک و ارتداد به مسلمانان ایرانی و دیگر شیعیان می نگرند. در زمان های گذشته ترکمن ها در خراسان سر راه کاروان های ایرانی را می گرفتند و به قتل و غارت آن ها می پرداختند و می گفتند: هر کس هفت نفر رافضی (شیعه) را بکشد بهشت بر او واجب می شود!!.

به طور قطع مسئولیت این اعمال و قتل عام ها بر عهده امثال این آقایان علما است که به گوش آن ها می رسانند که شیعیان علی پرست و مشرک و کافرند و سنی های عوام بی خبر خوش باور هم قبول می کنند فلذا به قصد ثواب پیرامون چنین اعمالی می گردند.

عقاید غلات و مذمت آن ها در قرآن و لعن عبدالله بن سباء در روایات شیعه

علمای سنی بدون هیچ دلیل و برهانی غلاّت را با شیعیان خالص موحد پاک یکی می دانند. ما شیعیان امیرالمومنین علی(ع) همه بندگان خالص حق  تعالی و فرمان بردار خداوند سبحان جلّ و علا بوده و معتقدیک محمد(ص) بنده و رسول او می باشد و درباره علی بن ابیطالب(ع) چیزی نمی گوییم و عقیده نداریم مگر آن چه پیامبر درباره او فرموده و علی را بنده صالح پروردگار و وصی و خلیفه منصوص رسول الله(ص) می دانیم و هر کس غیر این عقیده داشته باشد مانند غلات، او را مردود و از خود دور می دانیم و همه شیعیان از آن ها بری هستند و آن ها را کافر و مرتد و نجس می دانند و در تمام کتاب های فقهی و رسایل عملی فقهای امامیه، غلات را جزو کفار قرارداده اند به علت آن که آن ها دارای عقاید فاسده بی شمار می باشند.

از قبیل آن که می گویند: چون ظهور روحانی در هیکل جسمانی محال نیست چنان چه جبرییل به صورت دحیه ی کلبی بر پیامبر ظاهر می گردید لذا حکمت حکیمانه حق اقتضا کرد که ذات اقدسش در هیکل بشر آشکار گردد فلذا به صورت و جسم علی ظاهر گردید!!!

به همین جهت مقام علی(ع) را بالاتر از مقام مقدس پیامبر خاتم می دانند و از زمان خود آن حضرت به اغوای شیاطین جن و انس گروهی به این عقیده قائل بودند و حضرت علی گروهی را که آمدند و اقرار به الوهیت آن حضرت نمودند هر چند آن ها را پند داد فایده نبخشید سرانجام فرمود آن ها را هلاک ساختند چنان چه شرح این قضیه در جلد هفتم بحارالانوار تألیف علامه محمدباقرمجلسی قدس سره القدوسی موجود است.

امامان شیعه از غلات بیزارند

حضرت امیرالمومنین و ائمه معصومین سلام الله علیهم اجمعین غلات را لعن نموده و از آن ها بیزاری جسته اند. مانند آن چه در کتاب های معتبر ما از مولانا امیرالمومنین(ع) نقل شده که فرمود: اللهم انی بریء من الغلاة کبراءة عیسی بن مریم من النصاری اللهم اخذلهم ابداً و لا تنصر منهم احدا (پروردگارا! من از غلات بیزارم مانند بیزاری جستن عیسی از نصاری. خداوندا! مخذول و منکوب فرما ایشان را و احدی از ایشان را یاری مفرما).

و در خبر دیگر هست که آن حضرت فرمود: یهلک فی اثنان و لا ذنب لی محب مفرط و مبغض مفرط انا لنبرا الی الله ممن یغلوا فینا فوق حدنا کبراءة عیسی ابن مریم من النصاری (درباره من دو گروه هلاک می گردند و مرا گناهی نیست (چون به عمل آن ها راضی نیستم) یک گروه آن هایی که در محبت من افراط و غلو بسیار می کنند و گروه دیگر کسانی که نسبت به من بغض و عداوت بی جهت دارند. به درستی که ما بیزاری می جوییم به سوی خداوند از کسانی که غلو می نمایند در حق ما و ما را از حد خودمان تجاوز می دهند مانند بیزاری عیسی ابن مریم از نصاری). و نیز فرمود: یهلک فی اثنان محب غال و مبغض قال (درباره من دو گروه هلاک می گردند یکی دوستی که از راه محبت غلو می نماید و دیگری دشمنی که مرا از حد خودم فرود آورد).

به همین جهت جامعه شیعه امامیه اثناعشری از هر کس که به هر روشی درباره علی امیرالمومنین و اهل بیت اطهارش غلو بنماید و در مقام تعریف آن ها را از مقامی که خدا و رسول برای آن ها معین نموده بالاتر ببرد و از بندگی به خدایی برساند بیزاری می جویند و کسانی که چنین عقیده ای داشته باشند از ما نیستند بلکه از غلات و لعنت شدگانند و حساب جامعه شیعه امامیه اثناعشری از آن ها جدا است. چون که اجماع علمای امامیه بر کفر و نجاست غلات می باشد و اگر مخالفان تشیع به کتاب های استدلالی فقهای شیعه مانند جواهرالکلام و غیره و رسایل عملیه مانند عروةالوثقی ازآیت الله یزدی قدس سره و وسیلة النجاة از آیت الله العظمی اصفهانی مراجعه نمایند در باب طهارت، زکات، ازدواج و ارث فتاوای فقهای ما را بر کفر و نجاست آن ها می بینند و خواهند دانست که همگی فتوا داده اند که شرکت در غسل و دفن آن ها جایز نیست و ازدواج با آن ها حرام است (با آن که به طریق متعه مزاوجت با اهل کتاب را جایز می دانند) و حق الارث مسلمانان به آن ها داده نمی شود و حتی از دادن صدقات و زکات به آن ها منع گردیده اند. و در کتاب های کلامی و عقاید فرقه ناجیه شیعه مفصل بیان گردیده که این فرقه فاسد و کافر بوده و تبری و بیزاری از آن ها بر هر مسلمانی به ویژه شیعیان خالص العقیده لازم و واجب است.

دلایل کامل و محکمی از آیات و اخبار بر ردّ غلات وارد است مانند آیه ٧٧ سوره ۵ (مائده) که می فرماید: قل یا اهل الکتاب لا تغلوا فی دینکم غیرالحق و لا تتبعوا اهواء قوم قد ضلوا کثیرا و ضلوا عن سواء السبیل (بگو: ای اهل کتاب در دین خود به ناحق غلو ناروا و باطل نکنید (مانند غلو نصاری درباره حضرت مسیح و یهود درباره عزیر) و از پی خواهش های آن قومی که خود گمراه شدند و بسیاری را نیز گمراه کردند و از راه راست دور افتادند نروید).

مرحوم علامه مجلسی قدس سره در جلد سوم بحارالانوار اخبار بسیاری در مذمت غلات و دور بودن خاندان رسالت از مدعای آن ها نقل نموده از جمله از امام جعفرصادق علیه السلام نقل می نماید که فرمود: و ما نحن الاعبید الذی خلقنا و اصطفانا و الله ما لنا علی الله من حجة و لا معنا من الله برائة و انا لمیتون و موقوفون و مسئولون من احب الغلاة فقد ابغضنا و من ابغضهم فقد احبنا الغلاة کفار و المفوضه مشرکون لعن الله الغلاة (ما بندگان خدایی هستیم که ما را آفریده و از میان خلق برگزیده است به درستی که ما می میریم و در نزد پروردگار ایستاده و سوال می شویم (یعنی ما هم بشری مانند شما هستیم) کسی که دوست بدارد غلات را دشمن ما می باشد و کسی که آن ها را دشمن بدارد دوست ما می باشد غلات،کافر و مفوضه مشرکند لعن خدا بر غلات باد). و نیز آن حضرت فرمود: لعن الله عبدالله بن سباء انّه ادعی الربوبیه فی امیرالمومنین وکان و الله امیرالمومنین عبدالله طائعاً الویل لمن کذب علینا و ان قوماً یقولون فینا ما لا نقوله فی انفسنا نبرء الی الله منهم نبرء الی الله منهم ( لعنت خدا بر عبدالله بن سبا که ربوبیت و خدایی را در حق امیرالمومنین علیه السلام ادعا نمود به خدا سوگند که آن حضرت بنده مطیع خدا بود وای بر کسانی که بر ما دروغ گفتند طایفه ای درباره ما چیزی را می گویند که ما آن را در حق خودمان نمی گوییم. آن گاه دو مرتبه فرمود: ما بیزاری می جوییم به سوی خدا از ایشان).

در کتاب عقاید صدوق ابوجعفرمحمد بن علی بن الحسین بن موسی بن بابویه قمی قدس سره از مفاخر فقهای شیعه خبری از زرارة بن أعین که از راویان مورد اعتماد شیعه و حافظ علم اهل البیت و از اصحاب حضرت باقرالعلوم و صادق آل محمد سلام الله علیهم اجمعین بوده است نقل نموده است که گفت: خدمت حضرت صادق(ع) عرض کردم مردی از اولاد عبدالله بن سبا قائل به تفویض است. فرمودند: تفویض چیست؟ عرض کردم می گویند: ان الله عزوجل خلق محمداً و علیاً ثم فوّض الامر الیهما فخلقاً و رزقاً و احیا و اماتا (خدای عزوجل محمد و علی را آفرید پس امور بندگان را به ایشان سپرد پس ایشان آفریننده و روزی دهنده و زنده کننده و میراننده هستند) حضرت فرمودند: کذب عدو الله (دروغ گفته دشمن خدا) زمانی که به پیش او رفتی این آیه شریفه را بخوان: ام جعلوا الله شرکاء خلقوا کخلقه فتشابه الخلق علیهم قل الله خالق کل شیء و هو الواحد القهار ( آیا مشرکان برای خدای تعالی شریکانی قرار دادند که آن ها هم مانند خدا چیزی خلق کردند و بر ایشان خلق خدا و آن ها مشتبه گردید و ندانستندکه آفریده خدا کدام است و آفریده شرکا کدام؟ بگو (ای محمد! هرگز چنین نیست) بلکه تنها خدای متعال آفریننده همه چیزها است و او است یگانه در الوهیت که همه عالم مقهور اراده او است). (این آیه شریفه خود صراحت دارد بر توحید خدای تعالی). زراره گفت: وقتی نزد او رفتم و این آیه را که امام فرموده بود بر او خواندم کانّه سنگ بر دهانش افکندم لال شد.

از این گونه اخبار در کتاب های معتبر ما از ائمه طاهرین سلام الله علیهم اجمعین و پیشوایان به حق شیعه در طعن و لعن و سب طایفه غلات بسیار آمده خوب است همان گونه که علمای شیعه کتاب های سنی ها را می خوانند علمای سنی هم کتاب های معتبر علمای شیعه را بخوانند تا به سخنان بی اساس استناد نکرده که هم باعث اغواء عوام بیچاره نگردند و هم در محکمه عدل الهی گرفتار نباشند.آیا در صورتی که ائمه ما چنین بیاناتی برای راهنمایی شیعیان خود فرموده اند و شیعیان واقعی یعنی پیروان علی و آل علی از بزرگان خود این اخباررا شنیده اند با این وجود آن ها را خدا یا در مقام خدا قرار می دهند؟!

طایفه غلات به کلی از ما جدا و ما از آن ها بیزار هستیم گر چه در ظاهر ادعای تشیع نمایند خدا و پیامبر و علی و آل علی علیهم السلام و تمامی شیعیان از آن ها بیزار هستند. چنان چه مولای ما امیرالمومنین(ع) رییس غلات عبدالله بن سباء ملعون را تا سه روز حبس نمود و به توبه سفارش فرمود چون نپذیرفت به ناچار او را هلاک فرمود. آیا خجالت ندارد که علمای سنی روی تعصب و عادت و تبعیت از گذشتگان بگویند و بنویسند که بانی مذهب تشیع عبدالله ملعون بوده که به امر علی(ع)کشته شد؟

علمای شیعه در تمام کتاب های خود از ائمه خود پیروی نموده و عبدالله را ملعون خوانده اند پس پیروان عبدالله هم ملعونند چه آن که از غلات اند نه شیعیان خالص الولای آل محمد و عترت طاهره پیغمبر(ص) که از غلو درباره آن خاندان جلیل دور و برکنارند.

اگر مؤسس اساس تشیع عبدالله ملعون بوده و شیعیان چنان چه متعصبان از علمای سنی نوشته و دیگران هم کورکورانه تبعیت از آن ها نموده و در مجالس نقل می نمایند پیرو او بوده اند، لااقل بایستی در یکی از کتاب های شیعه از او تمجیدی شده باشد!! اگر مخالفان شیعه یک کتاب از علمای شیعه امامیه نشان دادند که تمجیدی از عبدالله ملعون نموده باشد می توان دیگر ادعاهای آنان را باور کرد و اگر نشان ندادند و هرگز نمی توانند نشان دهند پس بترسند از روز حساب و محکمه عدل الهی و شیعیان موحد پاک را پیروان عبدالله ملعون نخوانند و امر را بر عوام مشتبه ننمایند.

عقاید شیعه امامیه اثناعشریه

شیعه امامیه و فرقه حقه اثنی عشریه، لبّ لباب شریعت را مطابق عقل و نقل دارا هستند و شیعه واقعی بوده و چنان چه گروه های دیگری به نام تشیع دست به کارهایی می زنند و یا ادعای تشیع دارند شیعه نبوده بلکه کسانی هستند که می خواهند نام تشیع و شیعیان را لکه دار نمایند.

خلاصه عقیده این شیعیان حقیقی به شرح زیر است:

جامعه شیعه امامیه معتقد به وجود ذات واجب الوجود حضرت احدیت جلّ و علا می باشند که واحد و احد است و شبیه و عدیل و نظیر ندارد و نه جسم است و نه صورت، نه جوهر است و نه عرض، و از تمام صفات امکانیه معرّا و مبرّا می باشد و آفریننده همه اعراض و جواهر است و شریکی در آفرینش موجودات و افاضه فیوضات بر موجودات ندارد. برخی از عرفا صفات سلبیه پروردگار را به شعر آورده و گفته اند:

نه مرکب بود و جسم نه جوهر نه عرض      بی شریک است و معانی تو غنی دان خالق

چون ذات واجب الوجود هرگز دیده نشود و از طرفی هم بایستی مردم را هدایت و راهنمایی نماید، لذا فرستادگانی از جنس بشر را برای هدایت افراد بشر برگزیده و با دلایل و معجزات و بیّنات و دستورات کافی متناسب با حال و نیاز اهل هر زمان فرستاده که تعداد آن ها زیاد است و همه آن ها در تحت فرمان پنج پیامبر اولوالعزم که نوح شیخ الانبیا و ابراهیم خلیل الرحمن و موسی کلیم الله و عیسی روح الله علی نبینا و آله و علیهم السلام باشند هادی و راهنمای بشر بودند و آخرین پیامبر وجود خاتم الانبیاء محمد مصطفی(ص) می باشد که دین و شریعت او تا روز قیامت باقی و برقرار است.

جماعت شیعه معتقدند که حلال محمد حلال الی یوم القیمة و حرامه حرام الی یوم القیمة و شریعته مستمرة الی یوم القیمة (حلال محمد تا روز قیامت حلال است و حرام آن حضرت هم تا روز قیامت حرام و شریعت او هم تا روز قیامت باقی و پایدار است).

ما جماعت شیعه معتقدیم که خداوند متعال برای همه کارهای نیک و بد انسان ها پاداش و کیفری معین فرموده که در بهشت یا دوزخ به آن ها داده می شود و روزی که برای پاداش و کیفر کارها معین گردیده یوم الجزاء گویند که پس از تمام شدن عمر دنیا همه مردم از نیک و بد را با همین بدن عنصر جسمانی نه بدن لطیف و هور غلیایی زنده می کند و به صحرای محشر می آورد و پس از محاکمه و رسیدگی به کارهای شان هر یک را به جزای خود می رساند. چنان چه در کتاب های آسمانی تورات و انجیل و قرآن مجید خبر داده است و سند محکم و ثابت و محقق ما همین قرآن کریم است که هیچ دست نخورده و تحریف نگردیده و از زمان رسول اکرم(ص) به ما رسیده و ما عامل به دستورات آن هستیم و امیدواریم که عندالله مأجور باشیم؛ و به همه احکام واجب مندرج در این کتاب اقدس اعظم مانند نماز، روزه، زکات، خمس، حج و جهاد و غیره معتقدیم. و هم چنین به فروعات و واجبات و مستحبات و دستوراتی که به وسیله رسول خدا به ما رسیده معترف و عازم و جازم به عمل با توفیقات خداوند متعال هستیم. و از همه گناهان کبیره و صغیره از آن چه در قرآن مجید و اخبار از آن ها منع گردیده اجتناب می نماییم.

ما جماعت شیعه معتقدیم همان گونه که احکام و فرمان های الهی آورنده ای دارد که خداوند متعال او را برگزیده و به انسان ها معرفی نموده است، پس از وفات آورنده که رسول خدا می باشد بایستی نگاه دارنده ای باشد که حافظ و نگاهبان آن دین و شریعت باشد و همان گونه که پیامبر و آورنده دین را خدا برمی گزیند و به مردم معرفی نماید وصی و خلیفه و نگاهدار دین را هم بایستی خداوند برگزیده و به وسیله پیامبر به امت معرفی نماید. چنان چه تمام پیامبران به فرمان خدای متعال اوصیای خود را معرفی نمودند، پیامبر خاتم هم که اکمل و افضل از همه آن ها بوده برای جلوگیری از فساد و اختلاف، امت را به حال خودشان نگذارده و اوصیای خود را به فرمان پروردگار معرفی فرموده و عدد آن اوصیای منصوص رسول اکرم(ص) که از جانب خدای متعال معرفی شدند دوازده نفر می باشند:  سید الاوصیاء علی بن ابیطالب ـ حسن بن علی ـ حسین بن علی ـ علی بن الحسین ـ محمد بن علی ـ جعفر بن محمد ـ موسی بن جعفر ـ علی بن موسی ـ محمد بن علی ـ علی بن محمد ـ حسن بن علی ـ محمدالمهدی بن الحسن و هو الحجة القائم الذی غاب عن الانظار لا عن الامصار یملاء الله الارض به قسطاً و عدلاً کما ملئت ظلماً و جوراً.

اعتقاد شیعه امامیه آن است که این دوازده امام بر حق از سوی خدا به وسیله پیامبر به ما معرفی شدند که دوازدهمین آن ها بنا بر اخبار متواتر که از علمای سنی هم بسیار رسیده غیبت اختیار نموده و آن وجود مقدس را خداوند برای رفع ظلم و نشر عدل ذخیره قرار داده و مصلح کلّ است که تمام عالم انتظار ظهور چنین مصلحی را دارند.

منبع: شب های پیشاور نوشته: سیدمحمد شیرازی (سلطان الواعظین) باتغییروتلخیص

...